به انگلستان برده شد. ولي كورهٴ بلند و حتي كورهٴ گود در سدهٴ چهاردهم بسيار انگشتشمار بود.
آهن را احتمالاً بيشتر بهوسيلهٴ كورههاي دستي ذوب ميكردند. يعني سنگ آهن با زغال مخلوط و در كورههاي كوچك، حتي در كورهٴ دستي كه هوا بهوسيلهٴ دم به آن دميده ميشد و در آتش زغال داخل كوره كه دمايش بهحدود 750 درجه ميرسيد كانهٴ آهن حالتي ((اسفنجي)) مييافت و بقيهٴ سرباره را از طريق كوبيدن با پتك خارج ميكردند و سرانجام آهن ساخته بهدست ميآمد.
اين طريقه با افزودن آهك تسهيل ميشد.1 يك آهنگر خوب ميتوانست آهن ساخته را بهتدريج با چند بار در كوره گذاشتن و كوبيدن بهتر كند. كار آهنگري با ابداع پتك پايي تسهيل شده بود. از آنها در اسناد سالهاي 1352 و 1375 انگلستان ياد شده است.
شمشهاي آهن را از طريق تا كردن ورقههاي آهن يا تكه كردن آنها بهدست ميآوردند. آنگاه، شمش را در سوراخهاي صفحهاي از فولاد آبديده فرو ميبردند؛ اين سوراخها يكي بعد از ديگري كوچكتر بودند و از اين راه سيم مفتولي بهدست ميآمد. اينكار دستكم از سال 1389 انجام ميگرفت (تصوير بنياد مندل)؛ اگر نه پيشتر، احتمالاً در سدهٴ چهاردهم در انگلستان هم اين كار رايج بود.
تعداد زيادي روشهاي متالورژي بهوسيلهٴ توپريزان و ساير صنعتگران بهكار ميرفت، ولي آنها بيشتر جنبهٴ خانوادگي و سري يا حرفهاي داشتند و تا سدهٴ شانزدهم در جايي منتشر نشدند.
مسلم است كه پيشرفت فني زيادي در فاصلهٴ سالهاي 1300 و 1400 صورت گرفت. اين پيشرفت ناشي از گسترش شهرنشيني و صنايع نظامي بود و اگر هم شرحي از آن در دست باشد، در كتابهاي صنايع نظامي است كه فهرست مفصلي از آنها در فصل بيست و يكم عرضه شده است. درمورد رسالههاي كانيگري و متالورژي تا سدهٴ شانزدهم خبري نيست؛ يعني تا زمان انتشار كتابهاي رولاين فون كالبه (پزشك و معدندار فرايبورگي) كه در حدود 1505 و 1518 انتشار يافت؛ و بالاخره كتاب معروف گئورگ آگريكولا (بال 1556).
همين اندازه درمورد غرب كافي است. اما در مورد روشهاي شرقي اطلاعات ما از اين هم كمتر است. ميدانيم كه مسلمانان روشهاي هندي را توسعه داده يا از نو كشف كرده بودند، زيرا ساختن فولاد بسيار خوب و تيغهاي دمشقي (و طليطلي) معروف است. هيچ توصيف عربي يا فارسي درمورد اين شيوهها را نميشناسيم، ولي نمونههاي زيادي از اين هنر در موزهها باقي است (گرچه احتمالاً هيچكدام مقدم بر سدهٴ چهاردهم نباشد). شرقيان مدتها پيش ساختن فولاد آبدار را تكميل كرده بودند كه به استحكام، خمشپذيري و تزيين آن با خطوط مواج معروف بود. بهگفتهٴ استفن گرانكسي2 ((اين طرح نيز همچون كيفيت استحكام و دوام در فلز،
1.Stephen V.Grancsay <<An Indian scimitar>> ( Bull. of the Metropolitan Museum 30,pp.141.42, 1935) .